مامانم داشت شام درست میکرد گیر داده بود به ما که ساعتو بذارید رو کابینت من ببینم!!
مام یادمون رفت!
مامانم گف دقیقا 1 ساعته دارم بهت میگم ساعتو بیار!
منم پریدم تو آشپزخونه گفتم مامان شما که انقد دقیق میدونی یه ساعت شده دیگه ساعت میخوای چیکار؟!
.
هیچی دیگه!
خدا خیر بده به افغانی سر کوچه که یه کارتون یخچال بهم قرض داد تا یه سقفی بالا سرم باشه!
خدا خیرش بده
وگرنه شب از سرما بخ میزدی اون وقت کی بیاد ب وب سر بزنه
واقعا!!!افغانیم افغانیای جدید!!!
انقد که با محبتو چشم پاکنننننننننننننننن که حد نداره!
نگران نباش!!!رمزو میدادم همون افغانیه اپ میکرد با مطالب روز افغانی!
لایک
خخخخ ایول مریم خودم
خواستی شبو بیا پیش ما مارم بیرون کردن بخاطر نتایج
تو بیا پیش من!!!حداقل یه کارتون یخچال دارم واسه اینجور مواقع!!!

نتایجو نگوووووو!!!!چطور مطور بود نتایجت؟
عالی؟خیلی خوب؟خوب؟یا متوسط؟یا یه خرده بد؟!
خونه ما هم همین طوریه درک میکنم
به و به و به!
بالاخره اعلام حضور کردن بعضیا!
میدونم هیچ کس تنها نیس!
دیگه افغانی ه ک تو ایران زندگی میکنه . اینقدر زیاد شدن
بازم دمش گرم ک نذاشت ابجی ما بیرون یخ بزنه
بعضیا خجالت بکشن دیگه!

البته ازون افغانی شیش جیبا بوداااا!
اصن یه وضی!
حقته میمردی بیاری ساعتو!
دور بود اخه!
منم که میدونی خستم داداش!اصن له له ام!
چه کار کنیم مریم جون دیگه
مرسی بابا!!ترکوندی!

جالب بود باز سر بزن!