عاقا این داستان هم باحاله هم قشنگ درضمن یکی از رفقا فرستاده اسمشو هم تو ادامه ی مطلب میگم!!!
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آن جا حضور داشتند بسیار جلب توجه میکردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین میکردند و به راحتی میشد فکرشان را از نگاهشان خواند: نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست. یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکهی مساوی تقسیم کرد. سپس سیبزمینیها را به دقت شمرد و تقسیم کرد. پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز میزد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه میکردند و این بار به این فکر میکردند که آن زوج پیر احتمالاً آن قدر فقیر هستند که نمیتوانند دو ساندویچ سفارش بدهند.....
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیبزمینیهایش. مرد جوانی از جای خود برخاست
و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیرمرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و
نوشابه بگیرد؛ اما پیرمرد قبول نکرد و گفت: همه چیز رو به راه است، ما
عادت داریم در همه چیز شریک باشیم.
مردم کمکم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را میخورد، پیرزن
او را نگاه میکند و لب به غذایش نمیزند. بار دیگر همان جوان به طرف میز
رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش
بدهد و این دفعه پیرزن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک
باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف
میز آن دو آمد و گفت: میتوانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد:
بفرمایید. جوان گفت: چرا شما چیزی نمیخورید؟ شما که گفتید در همه چیز با
هم شریک هستید، منتظر چی هستید؟ پیرزن جواب داد: منتظر دندانها!
خعلی باحال بود خدایی!خخخخخخخخخخ!
اینو استاد هومن فرستاده بود اینم آدرسه وب سایتشه!
www.masterdownloads.ir
تو نظرات هم آدرسشو گذاشتم اگه خواستین کپی کنید!
عاقا عکسشو خودم گذاشته بودما!
http://masterdownloads.ir
خوب بود
استاد دستش درد نکنه!!
قابل نداشت داداش!
سلام من مهرتاش هستم مدیر و طراح سایت آنلاین فرم
دیدم خیلیا نیاز دارند واسه بلاگ هاشون فرم های آنلاین بسازند برای ارتباط با مخاطب، فروش ، سفارش ، نظر سنجی و ... هر چی بخاند
اومدم یه سایت زدم کارتونو راه بندازم. که خیلی راحت با سلیقه خودتون فرم آنلاین بسازید تند و تند.
نه برنامه نویسی میخاد نه قالبسازی نه سایت نه هاست. همه چی تو خودش هست. (پلن رایگان هم داره :) )
این نرم افزار که امسال راه اندازی شده "سامانه فرم ساز تحت وب" نام داره و میتونید در آدرس
http://www.onlineforms.ir
ببینید و به رایگان عضو شوید و فرم هاتون رو بسازید
اینم یکسری نمونه فرم که با اون ساختم
نمونه فرم نظر سنجی همایش : http://onlineforms.ir/Forms/samples/16
فرم نظر سنجی محصولات کارخانه : http://onlineforms.ir/Forms/samples/18
فرم تقاضای مرخصی : http://onlineforms.ir/Forms/samples/17
نمونه فرم استخدام : http://onlineforms.ir/Forms/samples/15
فرم رضایت مشتری : http://onlineforms.ir/Forms/samples/19
فیلم آموزشی ساخت فرم:
http://www.aparat.com/v/WxvD2
امیدوارم برای همه مفید باشه
ایشالا به حقه علی برای همه ی مسلمانان جهان مفید واقع بشه!
خخخخخخخخخخخخخخخخ خعلی باحاااااال بوووود آجی..
دسته آقا هومن درد نکنه!!
قابله آجیه گلمو نداشت!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ






عکسشو بیشتر دوس داشتم مدیــــــــــــــــــــــــر
قابلی نداشت رفییییییییییییییییق!!
ولی داستانشم باحال بودا خدایی!
بععععععععله... آلبوم تتلیتی هم اومد ولی از اونجا که خوشم نمیاد ازش نمیزارم واسه دانلود.
کلا شما نظری در مورد این پست نداری!!درسته!!
اخی عزیزم خیلی جالب بود.مرسی ابجی جون
راستی اپم بیا یه سر بزن
من واسه پستای خودم نظر نمیزارم.
اوهو!!

خیالت راحت ابجی درست شد
خدارو شکر!
قابله دوست خلو چله خودمو نداشت!
مریم چرا وقتی میرم تو وب اسی نمیشه نظر بدم؟
چرا میشه نظر بدی!
من که نظر دادم!
شاید بلاگ فا قاطی کرده یه روز دیگه بری درست میشه!
جالب بود .....
بسیار بسیار بسیار ...........................داستان رومانیک تهوع آور بود
خخخخخخخخخخخخخخخخ!!

به این میگن یه عشق واقعی!
ابجی شب چه ساعتی بیام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آبجی همین الان اون مطلبو گذاشتم!
خیلی باحال بود
دسته صاحابش درد نکنه!(استاد هومن!)
ولی قابل نداشت اصن!
سلام عزیزم وبت محشره مخصوصا این داستانت خلی باحال



بود باز هم بهم بسری خوشحال میشم گلم
سلاااااااام فرشته خانووم!!!
قابله شمارو نداشت!!!
معلومه که سر میزنم!!
are
kheili khoobe
ino man hafte pish gozashte boodam
:D
:)))))....
http://goldoonak.blogsky.com/1392/08/17/post-1512/
منم سه ماه پیش گذاشته بودم!!
برو از خدا بترس زن!!!!